کسالت بهاری

 

قلمم در گوشه دنج خاطره های گرد گرفته ام

 خمیازه کسالت می کشد...

دفترم آزرده از اندیشه های پوچ و پست بسته می شود...

افکارم گیج از دود سیگار سرفه کنان واژه های خلط آلود را به روی کاغذ تف می کنند...

 و من در بی حوصلگی خواب آلود لحظه های کهنه بهار زده ام

 روز را به سخرگی بطالت می گذرانم... 

رکورد خانه نشینی!

با حساب امروز ۶ روز می شه که پامو از خونه بیرون نذاشتم و جالب اینکه دچار یه وسواس عجیب هم شدم که به این رویه ادامه بدم...